8 - تبریک تولد
شما هم اكنون شاهد يكي از دسته گلهاي نارنين بانوي ما هستيد . زين پس مي توانيد بقيه ي دسته گلهايشان را در آرشيو موضوعي با همين عنوان رويت بفرماييد .
توضيح : يك عدد مادر مستاصل D-:
بهش گوشزد مي كنم كه : عسل بانو ! يادت نره كه يه اس ام اس تبريك تولد براي زن عموي عزيز بفرستي !
يك لبخند موزيانه مي زند و مي رود سراغ گوشي موبايلش . كارش كه تمام مي شود مي پرسم : چي فرستادي ؟
با لبخندي به وسعت دسته گلي كه به آب داده مي گويد: اينو براش فرستادم : باد آمد و بوي عنبر آمد ...
نااميدانه مي گویم : آخه اين چيه دختر ؟ مگه از در اومده كه اينو براش فرستادي؟
در كمال مسرت لبخندي مي زند و مي گوید : ادامه هم داره ...
اميدوار مي شوم كه ادامه ي شعر را يادش نبوده باشد و يه چيز آبرومندانه نوشته باشد كه مي گوید : ... باد آورده را باد مي برد ...
واااااااااااي !
رنگ نداشته ، از رخسار نحيفمان مي پرد ، كه : دختر ! اين چه دسته گلي بود به آب دادي ؟؟؟؟؟
و مي مانم ثانيه ها را مي شمرم تا اس ام اس هميشگي زن عمو ي عزيزتر از جان ( شما بخوانيد جاري نازنين S-: ) برسد به دست مباركمان كه : سين جان ! اس ام اس شيرين عسلم ، ناقص رسيده . بهش بگو يه بار ديگه بفرسته !
و به خودم قول دادم بعد از رسيدن اين پيامك ، عمراً توي دلم ببرمش زير سوال كه چرا براي خود اين موجود نازنين نفرستادي و به من مي گويي . و كلاً دور اين اس ام اس بگردم ... كه قر و عشوه ي گوشي هميشه سايلنتمان ، توي دستان لرزانمان ،نويد همان پيامك هميشگي را داد ...
توضيح مترجم : زين پس به شدت كنترل خواهيم نمود اس ام اسهاي ارسالي اين بانوي anti hero را ... [يك عدد آيكون كه همين طوري يه حرف غير ممكن را زده تا عريضه خالي نماند.]
و يك توضيح ديگر از همان مترجم فلك زده : anti hero عنواني است كه دايي بزرگوار همين نازنين بانو ، ايشان را ملقب به دريافت آن نموده و از افتخارات عسل بانوي ما محسوب مي شود .
دوست من ! يك كودك ، چقدر مي تواند خبيث باشد ؟؟؟؟؟