13 - بازه های بسته
نشستن پاي كامپيوتر همانا و تصميم نازنين بانو براي بازي كردن نقش يك عدد سايه ي كارشناس ، همان .
قبلاًها بهترين راه براي فرستادنش دنبال نخود سياه ، گوشزد كردن درساش بود ، اما حالا ... گمونم بايد پناهنده مي شدم به روش تحكّم و استفاده ي ابزاري از عنوان « مامان » ، براي جلوگيري از به هم ريختن تمركز فكري ام .
براي همين يه پيشنهاد چرب و چيلي بهش دادم : موافقي دو تا داستان از اينترنت برات بخونم ، بعد تو بري بشيني نقاشي بكشي ، منم كارام روبكنم ؟
در كمال ناباوري قبول كرد و در حالي كه داشت صندلي اش رو مي آورد كنار صندلي كامپيوترم مي زاشت گفت : به يه شرط !
و وقتي منو مشتاق ديد ادامه داد : به شرطي كه هر دو تا داستان رو با هم نخوني!
خوشحالي من از راحت شدن از شر خوندن دو تا داستان ، هنوز چند ثانيه هم دوام نداشت كه گفت : يكي شونو همين اول كه كارات رو شروع نكردي بخون . اون يكي رو هم آخرش كه كارات تموم شد !!
توضيح مترجم : من موندم چه لذتي براش داره كه همين طوري بي تحرك بشينه پاي كامپيوتر و غلط هاي املايي منو بهم گوشزد كنه S-:
دوست من ! گمونم حضور ناظرين بين المللي شوراي امنيت ، هنگام به انجام رسوندن پروژه هاي ملي ، جزء مقدرات الهيه !