كارام كه تموم شد ، رفتم سراغ كامپيوتر كه به بدبختي هام برسم . بايد ليست كارورزي ها رو رديف مي كردم و معمولاً اون وسط ها سراغ  چند تا سرچ اينترنتي هم مي رفتم  بابت موضوعات تحقيقاتي اي كه چند تايي شون رو خوابونده بودم توي آب نمك تا حس انجامشون  بياد سراغم !!

نشستن پاي كامپيوتر همانا و تصميم نازنين بانو براي بازي كردن نقش يك عدد سايه ي كارشناس ، همان .

قبلاًها بهترين راه براي فرستادنش دنبال نخود سياه ، گوشزد كردن درساش بود ، اما حالا ... گمونم بايد پناهنده مي شدم به روش تحكّم و استفاده ي ابزاري از عنوان « مامان » ، براي جلوگيري از به هم  ريختن تمركز فكري ام .

براي همين يه پيشنهاد چرب و چيلي بهش دادم : موافقي دو تا داستان از اينترنت برات بخونم ، بعد تو بري بشيني نقاشي بكشي ، منم كارام روبكنم ؟

در كمال ناباوري قبول كرد و در حالي كه داشت صندلي اش رو مي آورد كنار صندلي كامپيوترم مي زاشت گفت : به يه شرط !

و وقتي منو مشتاق ديد ادامه داد : به شرطي كه هر دو تا داستان رو با هم نخوني!

خوشحالي من از راحت شدن از شر خوندن دو تا داستان ، هنوز چند ثانيه هم دوام نداشت كه گفت : يكي شونو همين اول كه كارات رو شروع نكردي بخون . اون يكي رو هم آخرش كه كارات تموم شد !!

توضيح مترجم : من موندم چه لذتي براش داره كه همين طوري بي تحرك بشينه پاي كامپيوتر  و غلط هاي املايي منو بهم گوشزد كنه S-:

دوست من ! گمونم حضور ناظرين بين المللي شوراي امنيت ، هنگام به انجام رسوندن پروژه هاي ملي ، جزء مقدرات الهيه !