حسنی چیست و در کجا یافت می شود ؟

حسنی موجودی است که وقتی ،  همه به مکتب می روند ، ایشان دارند جورابهایشان را در پستوی خانه پس دوزی می فرمایند . و وقتی همه ، کپه ی مرگشان را گذاشته اند  و خوابیده اند ، وجود گرانقدرشان ، عازم مکتب خانه است.

زیستگاه این موجود ، گرین گیلبرز است .  

نخواستیم ریا شود اشاره ی مستقیم نفرمودیم  ، سمت خودمان .

.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•  

یعنی ، آی حال می دهد ، وقتی همه ی همکاران ، به بچه ها نیم ساعت الی چهل و پنج دقیقه وقت میدهند تا بنشینند و از مسافرتهایی که نرفتند و عیدی هایی که نگرفتند ، کلی دروغ ببافند ، تو ، بروی سر کلاس و بعد از فراخواندن جمعیت به سکوت ، یک نطق غرایی بفرمایی مبنی بر اینکه این یک ماه ، تمام آینده ی این نونهالان را خواهد ساخت و یک ثانیه اش را هم نباید هدر بدهند و بدبخت می شوند اگر  امتحانات نهایی را پاس نفرمایند و یک عمر حسرت خواهند خورد اگر کنکور هم قبول بشوند و نتوانند بروند، و دور نمایی از سرکوفت یک عالم ،  شوهر و  مادرشوهر و خواهر شوهر نداشته را برایشان ترسیم نمایی .

 و  همچنان لبخند بزنی ، وقتی می بینی  همنوا با فشرده شدن  دندانهای مبارکشان ، از ترس بر روی هم ، زل زده اند به تخته ،  که تو ، تمرینهای جا مانده ی فصلهای قبل را حل کنی  . در حالی که قبل از عید ، کتاب را هم تمام کرده ای .

و   آی ،  بیشتر حال می دهد وقتی ببینی ، پیامد آن سخنرانی تکان دهنده و آن ژست کذایی ،  وقتی برای هفته ی بعدشان ، امتحان هم می گذاری ، چیزی که نمی گویند ، هیچ ، تازه ، زنگ هم که می خورد ، هنوز دارند تند تند تمرینات پای تخته را رو نویسی می کنند .

و تو بنشینی همان گوشه و این شکلی :  نگاهشان کنی و به تلافی اینکه از بیست و سوم اسفند  مدرسه را تعطیل کرده بودند ،  حالش را ببری . و از دماغشان در بیاوری هر چه را که نوش جان کرده بودند .  ها ها ها ها ها

دوست من !