آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند! 

.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•

بعد از قرني تصميم گرفتيم در زمينه ي دستيابي به فناوري نصب ويندوز و راه اندازي سيستم ، به خودكفايي برسيم و خير سرمان ، نيازمند رو انداختن به اين مراكز computer doctor با آن علامت صليب مسخره شان نباشيم .

بنابراين طي يك عمليات شهادت طلبانه ، اقدام به نصب ويندوز نموديم . آن هم با متعلقاتش .

اما هنوز نيشمان تا بناگوش باز نشده و وقت نكرده بوديم اساسي ، بزنيم توي دهن اين استعمارگران شرق و غرب كه فهميديم Internet Explorer  مان هناق گرفته و به اينترنت وصل نمي شود .

بالافاصله جلسه ي سران در شوراي امنيت ملي تشكيل شد تا علل را بررسي نموده و نگذاريم ،  روز ملي عدم وابستگي مان ،  تنها به شكل يك عدد پاورقي خوشگل ، آن هم با رنگ قرمز ، زير تقويم روزهاي زندگي مان  درآيد .  و حقيقتاً مستقل شويم . ( توجه داشته باشيد كه هدف علاوه بر قرب الي الله بودن ، همان زدن مشت محكم بر دهان استكبار بوده و هست . آن هم به خاطر لذتي كه دارد !! )

بنابراين شونصد تا ويندوز مختلف را ظرف هشت روز نصب نموده و Internet Explorer   شان را بررسي نموديم .  و نتيچه ، تنها هنگ كردن سيستممان  پس از  ملاحظه نمودن سيماي دلرباي Ie مان بود . چنان كه تنها با يك پس گردني روي دگمه ي Restart  مي شد به حالش آورد .

و در حال حاضر ، تنها كاري كه از دست ما ، دست يافتگان به استقلال سياسي  بر مي آيد ،  اين است كه يكي بر سر خويش كوفته و يكي بر سر سخت افزارمان . و همزمان ، زبان به گفتگوي دوستانه ( بر پدرت و از اين حرفها  ) با اكسپلورر جان گشوده و فقط با موزيلاي موزي وارد اينترنت شويم . و حسرت بخوريم بر روزهايي كه اكسپلورر داشتيم ... ( آيكن آه و حسرت و از اين حرفها ) .

اين خاطره را نقل نموديم ، تا هم ( توانمندي هاي ذاتي خويش را D-: به رخ جهانيان بكشيم ) و هم عبرتي گرديم براي آيندگان . و هم راستا با اين اهداف بزرگ ،  بدون ترديد ،  راهكارهاي شما  ، دوستان خوب نيز ، مي تواند يك عدد انسان سوار بر خرِ  مانده در گل را ، از گرداب  بزرگترين بحران زندگي اش D-: برهاند.

دوست من ! هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستم .                               

                         بنياد حفظ و تحكيم دوستي هاي اينترنتي .