گرگه میره درخونه شنگول ومنگول میگه بازکنید منم مادرتون !

خرسه میاد بیرون میگه : تو دهن ما رو آسفالت کردی ، اونا 10ساله از اینجا رفتن!!!

.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*• 

بچه كه بودم از اين برنامه عروسكي هاي مسخره زياد پخش مي كرد تلويزيون . از هادي هدي گرفته تا خونه ي مادر بزرگه و از اين حرفا . یكي از همينا هم دو تا عروسك به اسم« کار » و « اندیشه » بود . شروعش هم یه شعر می خوندن با این مضمون که : « ما ، كار و انديشه ... با هم هستيم هميشه »

و یه جایی هم « کار » خودشو معرفی می کرد و می گفت : « من ، كارم ، بازو و نيرو دارم ، هر چيزي رو مي سازم ... »

و من توي همون باورهاي بچگي ام هميشه از خودم مي پرسيدم : « ماکارو » یعنی چی ؟ چرا می گه « ماکارو ... اندیشه ؟!!! »

و بعد خودم رو توجیه می کردم که در باب سجع کلام و واج آوایی و انواع و اقسام مشنگیات ادبی،  لابد برای جوردرآمدن قافیه و وزن شعر،این کلمه ی بی معنی را گذاشته اند اول این بیت . ولی هر کاری می کردم ، هيچ توجيه علمي - عملي اي نمي توانستم پيدا كنم براي كلمه ي اول معرفي  « کار » . و از خودم مي پرسيدم :  «منکالم» دیگه چیه ؟!!

توضیح مترجم : دنیای کودکی های من همواره  عجین بوده با چالش های جامعه شناختی و مباحث عمیق فلسفی . و این اصلاً ربطی ندارد به اینکه چقدر صداگذاری افتضاحی داشتند عروسکهای آمالی مان در آن کودکی های پرفراز و نشیب !!  

دوست من ! چه کسی به این صدا و سیمایی ها گفته که کاراتون پسر شجاع همانقدر برای بچه های غرق شده درMonster Rancher  و    Might & Magic: Heroes VI و Cities XL 2012  جذاب است که برای ما از مهجورین و مقهورین دهه ی پنجاهی  ، خاطره انگیز ؟!!!

 هیچ حس نوستالوژیکی در دنیا وجود ندارد که من را یاد مشق های ننوشته ام نیاندازد)-: