دارم فکر می کنم اگه هر وقت که حوصله ام از نوشتن به سبک قبلی سر می رفت ، وبلاگم رو عوض نمی کردم ، الان اینجا یک آش شله قلمکاری داشتم که نگو و نپرس .

بعد یک هو به سرم می زند که همین آش را برای خودم بپزم . و نتیجه اش این می شود که رو بیاورم به سبک دیگری از نوشتن .

این روزها دلم می خواد همه ی روزها و هفته هایم را خلاصه کنم در چند خط .

فقط همان هایی را بنویسم که ذهنم را درگیر کردند و دارند چوب به دست از روی بند ذهنم راه می روند . آن وقت با خیال راحت از همه ی چیزهایی که هستند و  باید باشند فاکتور بگیرم .

دوست من ! اشکالی ندارد یه تلنگر به این بند بزنم و بعد ....یک سقوط به بالا ...