تموم شد ... تموم نشد ... به سبک اویلا ...
عصر با نازنین بانو رفتیم سراغ خانه ی رویایی . اولین چیزی که با باز کردن در ، نگاهمان را به خودش جلب کرد ، کاغذ دیواری زرشکی با خط های طلایی باریکش بین سنگهای آنتیک آبشاری ( با رنگی تقریبا متناسب با کاغذ دیواری ) روی دیوار مقابل بود . و شومینه که کارش تمام شده بود .
باور کردنی نبود. بالاخره تموم شده بود . وقتی برق توی چشمامونو دید ،که با یه لحن پر از رضایت گفت : پوستر توی اتاق خواب رو هم ببینین .
خودمو مثل فنر پرت کردم توی اتاق . باورم نمی شد ، قشنگ تر از اونی شده بود که تصورش رو می کردم . رنگ سبز درختای توی پوستر افتاده بود روی کامپوزیت های سفید و نمای فوق العاه ای به اتاق داده بود . و بلکای ابریشمی سفیدی که رگه های سبز و زرد داشت ، بین دو تا ستون از بلوک های گلس ، واقعا محشر شده بود .
چقدر خودم رو کشته بودم تا راضی اش کنم ، کامپوزیت ها رو به جای قهوه ای سفید کنه . و چقدر یه دنده روی حرف خودش ایستاده بود که کامپوزیت فقط قهوه ای قشنگه و تازه کهنه کاری اش هم کرده بود و اتاق نازنینم رو کرده بود درست مثل غار .
برای من خرچش یه هزینه ی اضافه ی تغییر رنگ بود و صد برابر گرونترش به خاطر شما گفتنها و مگه من مردمهای ی بی جاش .
همه ی وسایلاش توی خونه ولو بود ، برای همین قشنگی خونه خیلی به چشم نمی اومد . و من که انتظارداشتم کلید خونه رو با وجود تسویه حساب بهم بده ، دیدم ، انگار بعد از دیدن خونه اونی که باید اونجا رو ترک کنه ، من و نازنین بانو هستیم اونم در صورتی که نخوام بهش اجازه بدم که بی خود خودشو یه هم صحبت حساب کنه و در مورد سیاست و تحصیل و کار و ... حرف بزنه ... . توجیه اش هم برای ندادن کلید این بود که یه کمی اینجا ها می چرخم و یه کمی خورده کاری هایی که مونده رو انجام می دم ، خلاصه ی کلام اینکه دو روز دیگه اینجا کار دارم .
ولی واقعا کاری نداشت . اصلا به اون چه ربطی داره که دکوراسیون اتاقی که دکوراسیون خ اجراش کرده ، سقفش موقع روشن شدن مهتابی ، یه گوشه اش یه کمی سایه می افته ؟ بعد یعنی میخواد ایرادش رو رفع کنه ؟ اصلا اون اتاق ربطی به ایشون داره ؟ یا ؟ استغفر الله ... نمی خوام هیچی رو حتی توی دنیای مجازی خودم هم به زبون بیارم اما ... من که تا آماده شدن کابینت ها کاری با اون ساختمون ندارم . بزار کلید دستش باشه ... فقط آدم باید خیلی رو داشته باشه که بهونه ی بی خودی پیدا کنه برای ملاقات حضوری یا تلفن کردن چون دیگه کارای ساختمون تموم شده ...