سیف کنم ؟!!
خیلی بده آدم زبان ندونه ، بعد بی خود به یه چیزی مجوز انجام بده ها .
اینو یکی بیاد به نازنین بانو بگه .
شازده کوچولو یه پیچ گوشتی چهار سو گرفته بود دستش و درست کنار نازنین بانو نشسته بود که با اشاره به پای نازنین بانو بهش گفت : سیف (شما بخونین : Sif ) کنم ؟!!
نازنین بانو هم که نفهمیده بود چی می گه ، گفت : سیف کن .
چند ثانیه بعد صدای فریاد نازنین بانو بود که رفته بود آسمون . چرا ؟ چون شازده کوچولو با اجازه ی خواهرگرانقدرش ، پیچ گوشتی رو فرو کرده بود توی پای نازنین بانو .
بچه تقصیری هم نداشته . قبلش اجازه گرفته بوده که سیف کنه . تقصیر ازنازنین بانو بود که نمی دونست منظور از سیف کردن ، نصف کردنه .
بعله . ما با یه همچین موجوداتی زندگی می کنیم . اجازه می گیرند پای خواهرشان را نصف کنند . خواهرشان هم اجازه می دهد . D-:
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:17 توسط « nairika »
|