گوشی ام سایلنت بوده ، برای همین متوجه نشده ام که زنگ زده .

نمی دانم چه کار دارد . حرفهایش را که آن روز پای تلفن زد . تنها برداشتی که دارم این است که آن دانش آموز جاسوسش ، رفته باشد به او گفته باشد که من او را از کلاس بیرون کرده ام و اجازه نداده ام برای آموزشگاه ، تبلیغ کند .

من حق این کار را داشتم . و  اصلا حضور تبلیغ گران آموزشگاههای خصوصی در کلاس درس غیر قانونی است .

خودم چند وقت پیش بخشنامه اش را دیدم که کسی حق تبلیغ برای آموزشگاه خصوصی را در یک مدرسه ی دولتی ندارد .

اصلا یکی نیست بگوید ، این مدرسه صاحب ندارد ، که جلوی چشم مدیر و معاونها ، یک عدد دانش آموز با پوششی غیر رسمی با یک شال زرد تابلو که کاملا مشخص می کند از بیرون آمده و جزء سیستم نیست ، می آید سرش را می اندازد پایین و می رودکلاس ها ؟

هیچ دلم نمی خواهد با این آدم موزمار ( شما بخوانید رئیس موسسه ی الف ، آقای «ن» ) هم صحبت یا رو در رو شوم . یعنی اصلا این آدم را در حد و اندازه ی این حرفها نمی بینم .

ولی به قول سرگروه اداره کل که دیشب تلفنی با او حرف زده ام ، بهتر است خیلی عادی برخوردکنم و ببینم چه مرگش است که هی زنگ می زند .

قرار است امروز ، سرگروه اداره کل با رئیس اداره ی ... که می شود مقطع مان ، صحبت کند ، بدون اینکه اسمی از مدرسه ی ما و این آموزشگاه بیاورد ، مزه ی دهن روئسای گرانقدر را ببیند که در چه فازی سیر می کنند .

و صد البته این همه محافظه کاری سرگروه اداره کل ،من را می ترساند . ترساندن از اینکه واقعا توی سیستم ما ، کسی پیدا نمی شود که بدون ترس از هیچ چیزی ، بزند دهن یک چنین آدم موزماری را خورد کند ؟