نشسته ام دارم سوال طرح می کنم و برای اینکه شازده کوچولو ، لای همه ی خطهای نوشتاریم حضور نداشته باشد ، می فرستمش پی نخود سیاه .  و ابزار این کار هم همان سیستم بیچاره ی مان است که یک روزی روزگاری لای کلمات کیبوردش چادر زده بودم و حالا از دور دست هم نمی توانم ملاقاتش نمایم . و فیلم دوران نوزادی اش را می گذارم که ببیند .

آخر این موجود ، مقابل تنها چیزی که میخ می شود و تکان نمی خورد ، همین تصاویر ملوکانه ی خودش است .

کارم که تمام می شود ، می روم سیستم را خاموش کنم که می بینم با علاقه ، خودش را نشانم می دهد و میگوید : نانا ... نانا ...

و من که می بینیم چطور دارد به نانا (شما بخوانید نی نی ) یی که در آغوش مادر جانشان است نگاه می کنند ، برای ممانعت از برانگیختن حس حسادت در وجود گرانقدرشان به عرض می رسانم : اون نانا نیست که عزیزم . اون تویی ...

و ایشان یک لبخند زیبا بر لبانشان نقش می بندد و سکوت اختیار می کنند  و می فهمم که کاملا توجیه شده اند .

چشمان مبارکتان روز بد نبیند ، از آن روز تا به حال ، این شازده کوچولوی ما ،هر جا نوزاد کوچکی را می بیند که در آغوش بزرگان ، بر اریکه ی پادشاهی خویش لم داده است و بر اطراف نظر دارد ، غریوی از سر شادمانی سرداده  می فرماید  : تویی!! ... تویی!!  .... تویی!! ...

.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•  

وبلاگ نویسانی که سکوت اختیار نموده و نمی نویسند ، سه دسته اند :

دسته ی اول  کسانی اند که امکانات ندارند .  ( یا کلهم اجمعین اوقاتشان در غار سپری می شود یا علی الحساب تشریف مبارک را برده اند به غار تا به یک سری کشفهای شهودی نائل شوند) ، پس نمی نویسند .

دسته ی دوم ، امکانات دارن ، اما دوست ندارند که بنویسند ، (دنیای اونترنت به نظرشان خیلی جذاب تر از دنیای اینترنت می آید ؛ آدم است  دیگر گاهی اوقات باید یک مدت به حال خودش باشد) زین رو ،  نمی نویسند .

دسته سوم کسانی هستند که هم امکانات دارند ، هم علاقه به نوشتن دارند ،هم ملتی دور و برشان را احاطه فرموده اند که هی راه به راه سوژه می دهند دستشان و  هم ، خلایق  ، نشانِ کلی بزرگوار بزرگ اندیش را در شعاع چند کیلومتری شان داده اند که  با پرتاب لنگه کفش به سویشان هی موج مثبت می دهند که بنویس ، اما نمی نویسند که  .

چرا ؟

 چون یک عدد « تویی!! » زمام امورشان را در دست گرفته و دارد خفن اداره شان می فرماید .

دوست من ! حکایتی داریم ما .

داریم کم کم شاعر می شویم P -: