سر شام ، گوشی ام زنگ خورد ، بدون اینکه شماره اش رو ببینم قصد داشتم جواب ندم . احتمالا بچه ها بودن . اما وقتی شماره رو دیدم ، مطمئن شدم که جواب ندم . آقای «ش» بود . همکار هم رشته ام . دلیل جواب ندادنم هم این بود که هنوز گوشی ام رو از تعمیرگاهش نگرفتم و این گوشی زاغارت ، تنها در صورتی کارایی داره و صدای طرف مقابل رو منتقل می کنه که صداش روی بلندگو باشه .

و این کارم به خاطر حساسیت احتمالی مدیر عامل نبود . چون من همیشه تلفن هام رو جلوی خودش جواب می دم . بیشتر به خاطر این بود که خودم از جمله ی اونایی هستم که اصلا خوشم نمیاد کسی صدای منو بزاره روی بلندگو که همه بشنون ، وقتی با همه کار ندارم . واحتمال می دادم همکارم هم از این کار خوشش نیاد . علاوه براین ، مدیر عامل هم خوشش نمی اومد . گذشته از همه ی اینا ، هیچ حدثی نمی تونستم بزنم که چه کار می تونه داشته باشه ، مگر اینکه اشتباهی توی تصحیح برگه هام شده باشه ( که در صورت باید حوزه ی تصحیح بهم زنگ می زد نه ایشون ) یا اینکه بابت تقدیر نامه اش زنگ زده که احتمالا دستش نرسیده . و خودم رو آماده کرده بودم که فردا به آقای «د.ک» زنگ بزنم و پی گیرش بشم .

که یه ساعت بعد یه پیامک از طرفش اومد با همون ادب و نزاکت همیشگی اش و پرسیده بود که آیا حاضرم توی یه آموزشگاه دخترانه رافع ۶ یا نرم افزار هلو رو درس بدم ؟
و من ؛   D- :

البته الان احتمالا شما D- : شکلی می شین اگه بفهمین ، چه رویی دارم که می خوام صبح بهش زنگ بزنم و بگم اگه آموزشگاه از اول مهر بخواد،  حاضرم درس بدم ولی تا قبل از اون می خوایم بریم مسافرت و نمی تونم . و توی دلم دعا می کنم که از اول مهر بخواد . برای اینکه من وقت کنم  ، بعد از مسافرتم ، برم ذوره ی  هر دو تا یا یکی شونو ببینم .   D- :

یعنی آخر رو داشتنم . مگه نه ؟

تااااازه ! از سر شب که پیامکش رو دیدم سه نسخه آموزش تصویری رافع ۶ رو دانلود کردم ، یکی شونم تا ته خوندم . کاری نداره که .( آره جون خودم )

همه اش فکر می کنم یعنی آموزشگاه شاگرد خصوصی داره ، یا کلاس عمومیه  ؟ استاندارد خاص برای تدریس داره ؟ کتابای روزبهانیه یا می شه یه جزوه ی شخصی داد ؟  سیستمش شبکه است ؟ هنرجوهاش بچه اند یا بزرگسالند ؟ و اصلا اصلا اصلا فکرش رو هم نمی کنم که من که تا به حال رافع ۶ ندیدم ، می تونم درس بدم یا نه ؟

ولی امشب که به برنامه اش نگاه کردم خیلی ساده بود . نرم افزار حاضر و آماده ایه . مثل اکسل نیست که خودمون باید ترازها و کاربرگها رو بسازیم . خودش داره . تازه با خودم فکر کردم که اگه آموزشگاهه قبول کنه از اول مهر باشه ( و من فرصت کنم یه جزوه بنویسم و یه دور خودم مرورش کنم ) برم کتابای کلید و آموزشش روهم بگیرم . اگه لازم شد ، خودم هم کلاس برم . تازه اگه کلاسش جور نشد ، برم پیش مژده ، مبادله ی پایاپای ، بهش ویندوز و ورد و اکسل و فتوشاپ و اینترنت  یاد بدم  ، رافع ۶ رو یاد بگیرم .

حالا خوبه فردا آقای «ش» بگه آموزشگاهه برای هفته ی بعد می خواد . تمااااااام رویاهای یک عدد دانش پژوی عاشق یادگیری رافع ۶ به دست باد سپرده می شه . چه شبها و روزهایی که در رویای یادگیری این نرم افزار سپری نشد !!!. بعد شما می تونین با افتخار بیاین برای این پست کامنت بزارین بگین : ها ها ها ها ! ضایع شدی !!!