1 - بهانه ای برای شروع
چند هفته ای می شد که یه بنده خدایی رو توی یه شرکت تبلیغاتی استخدام کرده بودن که یه روز مدیر منابع انسانی شرکت عشقش مي كشه که بره و یه کمی حال این بدبخت مادر مرده رو بیاره سر جاش و اصولاً حاليش كنه كه دنيا دست كيه ٬ برای همین هم با عصبانیت بهش می گه : «این یعنی چی ؟ تو موقع استخدام گفتی که ۵ سال سابقه ی کار داری . اما حالا فهمیدم که این اولین کارت هست و اصلا هم سابقه نداری ؟؟؟؟؟ »
بنده ی خدا هم که گوئیا از اون بندگان خاص ( كه بر و بچ بهش مي گن هفت خط) بوده یه لبخند ژکوند بر لبان مبارک میاره و می گه : « خب ! شما توی آگهی استخدام گفته بودین که یه نفر با قوه ی تخیل بالا نیاز دارین »
.•*..*•
.•*..*•
.•*..*•
.•*..*•
.•*..*•
.•*..*•![]()
یه بهونه برای شروع می تونه یه قوه ی تخیل بالا باشه . مبنی بر اینکه ٬ گمان فرمودیم ٬ بدون ما اساساْ یه گوشه ی بزرگی از دل این اینترنت خالیه . اومدیم که مبادا خدای نکرده این جهان مجازی از فیض وجود ما بی بهره بمونه .
به همین سادگی . به همین خوشمزگی !!
دوست من ! سلام !!