توی تموم این سالهای زندگی ام ، هیچ وقت نشده یه خونواده ی فقیر ببینم که به خاطر داشتن گنج اخلاق و قناعت ، خوشبخت باشند . یه چیزی توی مایه های فیلم طلا و مس .

تمام آدمهای فقیری که من دیدم شون ، از نداشته ها ، پول و دارایی و ایمان و توکل نداشتند و از داشته ها ، صاحب اعتیاد ، جرم و زندان ، طلاق عاطفی ، افسردگی ، عصبی بودن ، بچه های بد ، پدر و مادرهای بدتر و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه بودند ...

شاید برای همینه که خیلی وقت می زارم برای بچه ها تا در مورد اتوانایی شون برای ایجاد تحول توی زندگی شون حرف بزنم . خودم هم شاید سه سالی باشه که تغییرات اساسی توی زندگی ام دادم .

آدم بدی ام که دنیای من رو دیده های من تشکیل میده ...

+ بی ربط نوشت : اتفاقا باور می کنم .  گاهی فرار از جمع آدمهایی که غیر قابل تحمل اند به بازار آرامش بخشه . دلیلش رو نمی دونم اما چند روز قبل از این ، واقعا داشتم به این موضوع فکر می کردم . شاید به خاطر محبوبیت همین برترین جزء عبادت ، پیش خداست .