روزی انوری از محلی می گذشت ، سر و صدايي شنيد . بدانجا برفت تا ازآن آگاه گردد . بدید که شخصی اشعار وی را به نام خود می خواند و دیگران تحسینش می کنند . پیش مرد رفت و گفت : ای فلان، این اشعار کیست که می خوانی؟ گفت : انوری . بفرمود آیا او را می شناسی؟ مرد گفت : چه می گویی، انوری منم ! انوری بخندید و گفت: شعر دزد شنیده بودیم اما شاعر دزد ندیده بودیم .

.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•

يادمه توي حقوق بازرگاني ، چيزي در مورد ثبت شركتها و حق و حقوق صاحبان كالا مي خونديم كه توي اون استفاده از اسمهاي هم آهنگ با يك نام كه تداعي گر اون نام باشه در مورد كالاهاي مشابه ، جرم محسوب مي شد . البته كي اهميت مي داد به نام ژاويز و ساويز كه هر دو توليدكننده ي وسايل بهداشتي بودند و به قول استادمون ،كي حوصله ي پي گيري شكايت رو داشت ؟  

دنياي خنده داريه .

 يك عمر بر قافله ي كپي رايت نان مي خورديم و در خجلت اين عمل ناجوانمرده بسي شرمگين بوديم كه ديديم دوستان ، دستان ما را تا آرنج بسته اند و روي سيه فام ما را چون برف سفيد نموده اند . عكس سايت روي نرم افزارها كيلويي چند است ؟؟ آش را با جايش مي برند ، اين همرزمان دهكده ي جهاني .

گمانم انوری عزیز ، شديداً دچار بحران هويت خواهد شد ،  اگر گذرش بر انوری خوانهای  زمان بيافتد .

دوست من ! طرفهای شما ، حق مؤلف كيلويي چند است؟